خرید بک لینک

درست نمی دانم دارم چه کاری می کنم، درست می دانم که هیچ کاری نمی کنم، دقیقا، هیچ کاری نمی کنم. کلاس این ترم هم تمام شده و دیگر نمی دانم از هفته آینده شنبه ها را باید برای کدام درد بی درمانی از خواب بیدار شوم، شاید بروم کمی شنا کنم، شاید بروم بمیرم!

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: سه شنبه 17 دی 1398 ساعت: 23:36

چهار صبح، کمی قبلش، کمی بعدش، دیگر فرقی نمی کند، عادت به ساعت نگاه کردن موقع بیدار شدن را گذاشتم کنار، برای ان که کم تر به خودم آزار برسانم، برای این که بیشتر به خودم آزار برسانم! چشم هام را باز می کن

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 3:42

چه چیزی واقعا آزارم داده است؟ آن روز که نشسته بودیم توی دفترش، بعد از سخنرانی طولانی اش، وقتی گفت « اوضاعت خوب نیست»، خوب نبودن اوضاعم نبود که آزارم می داد، نه حتی اتفاقی که افتاده بود، نه کاری که کرد

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 0:04

وَقالَ الَّذينَ أَشرَكوا لَو شاءَ اللَّـهُ ما عَبَدنا مِن دونِهِ مِن شَىءٍ نَحنُ وَلا ءاباؤُنا وَلا حَرَّمنا مِن دونِهِ مِن شَىءٍ كَذلِكَ فَعَلَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم فَهَل عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا البَلـغُ المُبينُ

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 0:04

صفحه بندی